کتاب صوتی سایه مغول

کتاب صوتی سایه مغول

صورتی‌ها: صادق هدایت یکی از یکی از نویسندگان برتر این ایرانی است که تقریبا همهما با او آشنایی داریم. سایه مغول یکی از آثار این نویسنده می‌باشد که می‌توانید در ادامه به صورتی صوتی به آن گوش فرا دهید.توصیه می‌کنیم کتاب صوتی سایه مغول را حتما گوش کنید.

کتاب صوتی سایه مغول

کتاب صوتی سایه مغول

کتاب صوتی یک دوست و همراه همیشگی برای لحظاتی است که شما تنها هستید و نمی‌توانید کاری جز گوش دادن به موسیقی انجام دهید. در این زمان‌ها اگر بخواهید از وقت خود درست استفاده کنید می‌توانید کتاب صوتی را به جای موسیقی برای خود انتخاب کنید.

خلاصه‌ای از کتاب صوتی سایه مغول:

کتاب صوتی سایه مغول روایت داستانی است بسیار زیبا و بی‌نظیر از صادق هدایت که در این داستان حال و هوا و وضعیت زمان‌هایی را که مغول به ایران حمله کرده بود و در این جز خرابه‌ای باقی نمانده بود روایت می‎شود. شخصیت اصلی این داستان شاهرخ است که وقتی همسرش گلشاد توسط مغولان کشته می‌شود، تصمیم می‌گیرد از مغولان انتقام خون همسرش را بگیرد که این شخصیت اصلی داستان سرانجم در طبیعت می‌میرد

سایه مغول علاوه بر داشتن موضوعی ادبی/تاریخی، دارای وجهه فلسفی نیز می‌باشد و بازگشت انسان به طبیعت را به شکل محسوسی به مخاطب القا می‌کن

قسمتی از کتاب صوتی سایه مغول:

قسمتی از کتاب صوتی سایه مغول

«ای زرتشت پاک: همانا نشان به پایان رسیدن هزارمین سال تو و آغاز بدترین دوره‌ها این خواهد بود که: صدگونه، هزارگونه، ده‌هزار گونه دیوها با موهای پریشان، از نژاد خشم، کشور ایران را از سوی خاور فرا گیرند. همه چیز را بسوزانند و نابود کنند: میهن، دارایی، مردانگی، بزرگ منشی، کیش، راستی، خوشی، آسایش، شادی، و همه کارهای اهورایی را پایمال کرده آیین مزدیسان و آتش (ورهرام) از بین برود. آنگاه با درندگی و ستمگری فرمانروایی کنند.

این جا به قدری دیمی و خودرو بار آمده و به طوری راه عبور را به همه گرفته بود که طبیعتا ً هیچ کس، هیچ جانوری به خیال آمدن این جا نمی‌افتاد. آیا در میان جنگل بود یا نزدیک آبادی؟ آیا صبح یا نزدیک غروب بود؟ این‌ها را نمی‌دانست، همین قدر می‌دانست که هنوز شب نشده و به آبادی نرسیده است. به نظر شاهرخ جنگل هم ترسناک و هم گوارا بود. به بدنه درخت‌ها خزه سبز مغز پسته‌ای روییده بود. برگ‌های خشک کم کم، خرده خرده تجزیه شده و خاک سیاه رنگی تشکیل می‌داد که از زیر آن، از لابلای آن، سبزه‌های خودرو بیرون آمده بود. بویی که در هوا پراکنده می‌شد، بوی سردابه‌های نمناک برگ قهوه‌ای رنگ پوسیده بود که زیر آن‌ها پر بود از حشرات کوچک، سوسک‌های سیاه و خاکستری، پشه‌های درشت با پاهای دراز، کمر باریک و بال‌های شفاف، آن بالا در روشنایی خورشید می‌چرخیدند.

شاهرخ عرق ریزان گام‌های سنگین برمی‌داشت و از مابین شاخسار انبوه درختان کهن به دشواری می‌گذشت. موهای ژولیده کرک شده روی شانه‌اش ریخته بود. چشم‌های درشت و آشفته او با روشنایی ناخوشی می‌درخشید. پیشانی گشاده و سفیدش از تیغ درخت‌ها خراشیده شده بود، دست چپ را جلوی بازوی راستش گرفته بود تا به مانعی برنخورد، از روی بازوی راستش خونابه بیرون آمده بود، جامه او پاره و پاهایش گل آلود بود. همین که چشمه کوچکی در آنجا دید، اخم پیشانیش باز شد، آهسته و با احتیاط نزدیک رفت، روی ریشه کلفت درخت بلوط جنگلی نشست که تنه پوکش از لای شکاف آن دیده می‌شد، اطراف خود را نگاه کرد، به نظرش آمد که او نخستین کسی است که به اینجا آمده.

در ادامه به کتاب صوتی سایه مغول نوشته‌ی صادق هدایت با صدای امیر اردلان داوودی در یک قسمت گوش فرا دهید.

کتاب صوتی سایه مغول:

به پایان کتاب صوتی سایه مغول رسیدیم. امیدواریم این کتاب توانسته باشد رضایت شما عزیزان را جلب کند.

3 دیدگاه برای “کتاب صوتی سایه مغول

  1. نیلا گفته:

    ولی راویه داستان نمونه مخاطبو به خودش جذب کنه ، هرچقدرم ک داستانه قشنگی باشه مورد قبول واقع نمیشه
    البته این نظریه منه?????

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.