خرید عطر و ادکلن اورجینال
شهریار

شعرهای عاشقانه از شهریار به همراه عکس نوشته‌های اختصاصی مجله

شهریار یا همان سید محمدحسین بهجت تبریزی یکی از شاعران بزرگ و معروف ایرانی است. این شاعر بزرگ در سال ۱۲۸۵ در شهر تبریز به دنیا آمده است و به دو زبان فارسی و ترکی شعر سروده است. این شاعر بزرگ شعرهای عاشقانه بسیار زیادی دارد دلیل این امر هم عشق موجود در زندگی این شاعر بزرگ است. این شاعر بزرگ به دلیل وصیت خودش در مقبرهالشعرای تبریز دفن شده و مقبره وی در آنجا قرار دارد. در این مطلب از مجله بانوان صورتی‌ها برای شما دوستان مجموعه‌ای از شعرهای عاشقانه شهریار را به همراه عکس نوشته‌های شهریار آماده کرده‌ایم.

شعرهای عاشقانه شهریار

شعرهای عاشقانه شهریار

با ما همراه باشید تا با هم شعرهای عاشقانه شهریار را خوانده و لحظات خوبی را تجربه کنیم.

یاد آن که جز به روی منش دیده وانبود
وان سست عهد جز سری از ماسوا نبود
امروز در میانه کدورت نهاده پای
آن روز در میان من و دوست جانبود
کس دل نمی دهد به حبیبی که بی وفاست
اول حبیب من به خدا بی وفا نبود

♥♥ عکس نوشته های شعر شهریار ♥♥

عکس نوشته های شعر شهریار

نفسی داشتم و ناله و شیون کردم
بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم
گرچه بگداختی از آتش حسرت دل من
لیک من هم به صبوری دل از آهن کردم
لاله در دامن کوه آمد و من بی رخ دوست
اشک چون لاله سیراب به دامن کردم

اشعار عاشقانه شهریار

اشعار عاشقانه شهریار

تو فروغ ماه من شو که فروغ ماه داری
بگشای روی زیبا ز گناه آن میندیش
به خدا که کافرم من تو اگر گناه داری
من از آن سیاه دارم به غم تو روز روشن
که تو ماهی و تعلق به شب سیاه داری
تو اگر به هر نگاهی ببری هزارها دل
نرسد بدان نگارا که دلی نگاهداری

♥♥ اشعار عاشقانه شهریار ♥♥

شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم
به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم
نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم
خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم
همه به کاری و من دست شسته از همه کاری
همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم

عکس نوشته های شعر شهریار

شعر عاشقانه شهریار

جانا
سرى به دوشم ودستى به دل گذار
آخرغمت
به دوش دل وجان کشیده ام

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

آمدی جانمٖ به قــربانت صفا آورده ای

درد بی درمان قـلـبـم را دوا آورده ای

با خودم گفتم ملک ایام هجران شد تمام

آمدی خوش آمدی جانی مرا آورده ای

شعر عاشقانه شهریار

شعر ترکی شهریار

سلام خورشید من در روز سردم
سلام اى مرهم وداروى دردم

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

گرچه پیر است این تنم ، دل نوجوانی می‎کند
در خیال خام خود هی نغمه خوانی می‌کند

شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من
زیر چشمی بی حیا کار نهانی می‎کند

عاشقی ها میکند دل ، گرچه میداند که غم
لحظه لحظه از برایش نوحه خوانی میکند

هی بسازد نقشی ازروی نگاری هر دمی
درخیالش زیر گوشش پرده خوانی می‌کند

عقل بیچاره به گِل مانده ولیکن دست خود
داده بر دست ِ دل و ،با او تبانی می‌کند

گیج و منگم کرده این دل، آنچنانی کاین زبان
همچو او رفته ز دست و ، لنَتَرانی می‌کند

گفتمش رسوا مکن ما را بدین شهرو دیار
دیدمش رسوا مرا ، سطحِ جهانی می‌کند

بلبلی را دیده دل اندر شبی نیلوفری
دست وپایش کرده گم، شیرین زبانی می‌کند

مطلب پیشنهادی برای شما:

اشعار کوتاه وحشی بافقی

شعر ترکی شهریار

شعر ترکی شهریار

از من گذشت
ومن هم از اوبگذرم ولی
با چــون مــنی بہ غــــیر
محبت روا نبود

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

ای صبا با تو چه گفتند
که خاموش شدی ،

چه شرابی به تو دادند
که مدهوش شدی ،

تو که آتشکده عشق و محبت بودی
چه بلا رفت که
خاکستر و خاموش شدی ،

تو به صد نغمه ٬ زبان بودی و
دلها همه گوش ،
چه شنفتی که زبان بستی و
خود گوش شدی ،

خلق را گرچه وفا نیست
ولیکن گل من ؛
نه گمان دار که رفتی و
فراموش شدی …!

شعر عاشقانه از شهریار

شعرهای عاشقانه شهریار

جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم

رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

ای ﭼـﺸـﻢ ﺧٖﻤﺎرﯾﻦ ﺗﻮ و اﻓﺴﺎﻧﻪ
ﻧﺎزت
وی زﻟﻒ ﮐﻤﻨﺪﯾﻦ ﻣﻦ و ﺷﺒﻬﺎی
درازت
ﺷﺒﻬﺎ ﻣﻨﻢ و ﭼﺸﻤﮏ ﻣﺤـﺰون ﺛﺮﯾﺎ
ﺑﺎ اﺷﮏ ﻏﻢ و زﻣﺰﻣﻪ راز و ﻧﯿﺎزت

شعر عاشقانه از شهریار

شعرهای عاشقانه شهریار

جوانی کردن ای دل

شیوه جانانه بود اما

جوانی هم پی جانان شد

و با ما جوانی کرد

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

نازنینا!! ما به ناز تو جوانى داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
وه که با این عمرهاى کوته بى اعتبار
این همه غافل شدن از چون من شیدا چرا؟

شعر عاشقانه شهریار

شعرهای عاشقانه شهریار

چشم خود بستم که
دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد: دیوانه! من مى بینمش… !

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست
که تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیست
دگر قمار محبت نمی برد دل من
که دست بردی از این بخت بدبیارم نیست
من اختیار نکردم پس از تو یار دگر
به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست
به رهگذار تو چشم انتظار خاکم و بس
که جز مزار تو چشمی در انتظارم نیست

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه تست
همه آفاق پر از نعره مستانه تست
در دکان همه باده فروشان تخته است
آن که باز است همیشه در میخانه تست
دست مشاطه طبع تو بنازم که هنوز
زیور زلف عروسان سخن شانه تست
ای زیارتگه رندان قلندر برخیز
توشه من همه در گوشه انبانه تست

شعر عاشقانه از شهریار

شعرهای عاشقانه شهریار

سخن ، بى تو مگر جاى شنیدن دارد ؟
نفس ، بى تو کجا ناى دمیدن دارد

علت کورى. یعقوب نبى معلوم است
شهر بى یار مگر ارزش دیدن دارد….

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها
مستم از ساغر خون جگر آشامیها
بسکه با شاهد ناکامیم الفتها رفت
شادکامم دگر از الفت ناکامیها
بخت برگشته ما خیره سری آغازید
تا چه بازد دگرم تیره سرانجامیها
دیرجوشی تو در بوته هجرانم سوخت
ساختم این همه تا وارهم از خامیها
تا که نامی شدم از نام نبردم سودی
گر نمردم من و این گوشه گمنامیها
نشود رام سر زلف دل آرامم دل
ای دل از کف ندهی دامن آرامیها

شعرهای عاشقانه شهریار

شعر عاشقانه شهریار

داغ یارانم به جان تازد که یاران راچه شد
گل به درد ارد دلم کان گلعذاران را چه شد
یادگاران بود واز یاران دیرین یادها
یادها چون درگذشت و یادگاران را چه شد

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
مرغ دل در قفس سینه من می نالد
بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
بیم آنست که از پرده فتد راز امشب
گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

شعر عاشقانه شهریار

شعر عاشقانه شهریار

تار و پودم تو بگو
با دل تنها
چه کنم…؟!

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

از نسیم سـحر آموختم و شعله ی شمع
رسم شوریدگی و شیوه ی شیدائی را
صبح سرمی کشد از پشت درختان خورشید
تا تماشا کند این بزم تماشـائی را

شعر عاشقانه از شهریار

شعرهای عاشقانه شهریار

صفایى بود دیشب
با خیالت خلوت ما را ،
ولى من باز پنهانى
تو را هم آرزو کردم …!

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه تست
همه آفاق پر از نعره مستانه تست
در دکان همه باده فروشان تخته است
آن که باز است همیشه در میخانه تست
دست مشاطه طبع تو بنازم که هنوز
زیور زلف عروسان سخن شانه تست
ای زیارتگه رندان قلندر برخیز
توشه من همه در گوشه انبانه تست
همت ای پیر که کشکول گدائی در کف
رندم و حاجتم آن همت رندانه تست

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست
آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست
آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید
چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست
آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت
آن نغمه سرا بلبل باغ هنر اینجاست
شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق
پروانه صفت باز کنم بال و پر اینجاست

شعرهای عاشقانه شهریار

شعر عاشقانه شهریار

پرسه در کوی غزل بی تو عجب
دلگیر است

دلم از رهگذرانش ، ز غروبش سیر است..

♥♥ شعرهای عاشقانه شهریار ♥♥

با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد
با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد
از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است
من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد
دارد متاع عفت از چار سو خریدار
بازار خودفروشی این چار سو ندارد
جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم
رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد
گر آرزوی وصلش پیرم کند مکن عیب
عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد
خورشید روی من چون رخساره برفروزد
رخ برفروختن را خورشید رو ندارد
سوزن ز تیر مژگان وز تار زلف نخ کن
هر چند رخنهٔ دل تاب رفو ندارد
او صبر خواهد از من بختی که من ندارم
من وصل خواهم از وی قصدی که او ندارد
با شهریار بی دل ساقی به سرگرانی است
چشمش مگر حریفان می در سبو ندارد

شعرهای عاشقانه شهریار

شعرهای عاشقانه شهریار

ای چشم خمارین تو و افسانه نازت
وی زلف کمندین من و شبهای درازت
شبها منم و چشمک محزون ثریا
با اشک غم و زمزمه راز و نیازت

امیدواریم که این شعرهای عاشقانه شهریار را به همراه عکس نوشته‌ های شهریار پسندیده باشید. شما نیز اگر شعری در خاطر خود از شهریار دارید آن را برای ما و دیگر کاربران مجله کامنت کنیدو

فیسبوک توییتر گوگل + تلگرام کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 89
دوست نداشتم: 5
 
مطالب جالب و مرتبط

9 دیدگاه در “شعرهای عاشقانه از شهریار به همراه عکس نوشته‌های اختصاصی مجله

از من گذشت و من هم از او بگذرم ولی…../ این شعرش عالیه

عالين،اگه میشه شعر های سهراب سپری رو هم بزاریم،مرسی از برنامه ی عالی تون???

اقا لطفا بگین روز چپ دست کی هس؟یادمه سال پیش این موقه هابود

بچه ها جون لطفا برای یه بنده خدایی دعا کنید ، فوت شده ، دعا کنید خدا همه رفتگان همه رو بیامرزتشون ممنون

تینا، روز چپ دست ها ۲۲ مرداده 🙂

با اوکیا موافقم از سهراب سپهری شعر بزارین..لدفن

عااااااالی بود👌🏻مرسی❤

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *