“شهرزاد” قصه ما رفتارهای پخته و ظریفی دارد که خانمهای جوان میتوانند با یادگیری آنها شخصیت تکامل یافتهتری داشته باشند.
“شهرزاد” احساس خود را به خوبی انتقال میدهد
ادب و تربیت در کنار بازیگوشی، حمایتگری و عاشقپیشگی را کاملا میتوان در بازی او و حتی در چشمها و نگاهش دید. دختری که تحصیلکرده و مستقل است اما احترام به آدمها و والدین را هم مد نظر قرار داده و در عین حال ظرافتهای زنانهای دارد و این حالتها را از طریق دیالوگها، حالت راه رفتن و طریقه صحبت کردنش به زیبایی به فرهاد و بیننده نشان میدهد؛ بهخصوص در جایی که فرهاد از مرگ نجات پیدا میکند رفتارهای صمیمانه و حامیانهای را از شهرزاد میبینیم. او مادر فرهاد را آرام میکند و در مدت کوتاهی که در کنار بستر فرهاد قرار میگیرد با صراحت و صداقتی مثالزدنی که شاید بخشی از شخصیت واقعی خود اوست به زبانی ساده قربانصدقه مردی میرود که قرار است زندگی مشترکش را بهزودی با او پایهریزی کند.کسی که در بروز دادن احساسش قدرتمند است احساس خوشحالی یا ناراحتی یا همدردی و … را میتواند به آسانی به دیگران نشان دهد.
رفتاری جراتمندانه دارد
شهرزاد میتواند الگوی خوبی برای دخترهایی باشد که مایل به رشد شخصیت هستند و تکامل را بیشتر میپسندند؛ از این جهت که بخش زنانه و مردانه او به یک میزان رشد کرده است و در جایی که باید حرفش را میزند و رفتاری جراتمندانه دارد.
شهرزاد با اینکه در زمانهای به سر میبرد که حرف، حرف بزرگ ترهاست اما با این حال در نهایت ظرافت ابراز وجود میکند و به نوعی نشان میدهد که با جود فشار جامعه کوچک یعنی خانواده، فرهنگ و اطرافیان و با اینکه شاهد این است که به خاطر سلطهجویی و خودخواهی بزرگ آقا و نجات فرهاد- کسی که صادقانه دوستش میدارد -مجبور به تن دادن به ازدواجی ناخواسته است اما باز هم در مقابل بزرگ آقا و پدر از منطق مدد میگیرد، ابراز وجود میکند و رفتاری جراتمندانه نشان میدهد و در نهایت وقتی صحبت به خطر افتادن جان فرهاد به میان میآید، نشان میدهد محبتش واقعی است و فرهاد را به خاطر خود فرهاد دوست دارد نه به خاطر خودش که این تعریف دوست داشتن واقعی است و او تسلیم حرف زور میشود تا عشقش نجات پیدا کند.
در هر شرایطی انگیزه خود را از دست نمیدهد
شخصیت شهرزاد بهگونهای است که مخاطب را به سرعت درگیر میکند. انگیزه، انرژی و امید به زندگی را در رفتار او به شکلی محسوس میبینیم. شهرزاد در جایگاه فردی تحصیلکرده در زمانی که دخترها نسبت به پسرها کمتر تحصیلات را دنبال میکردند، فعال و اجتماعی است. با اینکه شهرزاد یک خانم است و در دورهای زندگی میکند که مردسالاری حرف اول را میزند و باز هم قدرت ابراز وجودش خوب است و ایدههایش را بیان میکند.
عواطف و احساس دیگران را نادیده نمیگیرد
شهرزاد فقط خودش را نمیبیند و به عواطف آدمها توجه دارد. در بخشی از سریال میبینیم در منزلی که بزرگ آقا فرمان به زندگی کردن او در آنجا را داده فکرش در جستوجوی کسانی است که قبل از او آنجا بودهاند؛ از قباد دربارهشان میپرسد و ابراز نگرانی میکند که مبادا آنها بیخانمان شده باشند. و این نشان میدهد شخصیت او تکبعدی و خودمحور نیست و به نیازهای انسانی و ثانویه نیز توجه دارد و در عین حال ضعیف و شکننده هم نیست.
او اگر تسلیم میشود در جهت پذیرشی آگاهانه گام برمیدارد و خود را با شرایط وفق میدهد و در عین حال که از جنیست زنانه خودش فاصله نگرفته مهارتهای اجتماعی بالایی دارد که او را به شخصیتی دوستداشتنی و تاثیرگذار تبدیل کرده و بیننده هم خیلی زود با این شخصیت ارتباطی زیبا و عمیق برقرار میکند.
نسبت به دنیا و شرایط درک عمیقی دارد
شهرزاد در شخصیتش دو جنبه مهم دارد که اگر خانمها این دو وجه را داشته باشند کاملتر و دوستداشتنیتر میشوند؛ یکی اینکه شخصیت او یخچالی نیست و از احساسات و عواطف برخوردار است و دیگر اینکه میتواند ابراز وجود کند و حرف بزند و شخصیت شیشهای نداشته باشد. شهرزاد نهتنها احساسات و عواطف خوبی دارد، بلکه بخش منطق و ریاضی وجودش هم فعال است و میتواند بهموقع از هر دو بخش استفاده کند.
این آدم قدر عشق را میداند و در عین حال متوجه شرایط و وضعیت پیرامونش نیز هست و هیجان و منطق در او در فاصلهای دور از هم قرار ندارند. درک بالای این شخصیت و توجه به ابعاد مختلف زندگی و تعمق و دور بودن از سطحینگری باعث میشود که موردپسند همه داشته باشد.
به سوالات بالغانه پاسخ میدهد
در منطقگرایی و واقعیبینی این شخصیت همین بس که شاهد پاسخی منطقی و آگاهانه از او در برابر سوال قباد هستیم که میخواهد از گذشته شهرزاد و فرهاد بیشتر بداند و در ادامه هم میپرسد: «آیا هنوز دلت با فرهاد است و به او فکر میکنی؟» شهرزاد پاسخ میدهد: «من راجع به گذشته تو سوالی نکردم تو هم سوال نکن و فراموشی به زمان نیاز دارد.» پاسخهایی بالغانه بدون درگیری در بازیهای طرف مقابل!
بسیار متن مفیدی بود..
ای کاش همیشه بتونیم مث اون باشیم