جملات و دیالوگ‌های ماندگار فیلم‌های ایرانی

دیالوگ ماندگار ایرانی

در هر فیلم چه ایرانی چه خارجی دیالوگ‌هایی وجود دارد که ماندگار هستند. دوباره خواندن این دیالوگ‌های زیبا بسیار جذاب و روحیه بخش است و می‌تواند خاطرات کل فیلم را برای ما زنده کند. در این مطلب، مجموعه دیالوگ ماندگار ایرانی را مطالعه خواهید کرد. دیالوگ‌هایی ماندگار از فیلم‌های سینمایی و سریالی ایرانی.

دیالوگ ماندگار ایرانی

دیالوگ‌های ماندگار سینمای ایران

اصلی‌ترین و  ماندگارترین عنصر فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها بعد از کاراکترها و شخصیت‌ها، دیالوگ‌های آن است. البته در نظر داشته باشید شخصیت و کاراکتر یک فیلم نیز، زاده دیالوگ‌ها و حرکات او در زمان اجرا و ایفای نقش است. در ادامه به بخش مهمی از ماندگار ترین دیالوگ ماندگار ایرانی در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی اشاره می‌کنیم.

دیالوگ های ماندگار ایرانی

دیالوگ ماندگار ایرانی

۱- هر وقت دیدی حریف داره برنـــده میشه یه لبخند بزن تا به بردش شک کنه! (مدار صفر درجه)

۲- سعید (حبیب رضایی): یه کلید طلایی تو زندگی وجود داره که تاحالا منو از سکــته نجات داده!
آوا (باران کوثری): چی؟!
سعید (حبیب رضایی): هروقت یه چیزی اذیتت میکنه از ته دل بگو به درک! (من مادر هستم)

۳- امین حیایی: دوست خیالی که واقعا دوستت باشه خیلی بهتر از یه دوست واقعیه که خیال میکنی دوستته (چه کسی امیر را کشت)

🔸🔸 دیالوگ‌های ماندگار سینمای ایران 🔸🔸

دیالوگ‌های ماندگار سینمای ایران

۴- حسین پناهی: چرا به بتهای مرده سنگ بزنم وقتی بتهای زنده فراوانند (روز واقعه)

۵- مریلا زارعی: شما مردم رو به حال خودشون بذارین. خودشون می‌تونن از آیین هاشون محافظت کنن. (گزارش یک جشن)

۶- نمیشه تا آخر عمر یه پات اینور جوب باشه یه پات اونور جوب! بالاخره یه جا جوب گشاد میشه! (گذشته)

🔸🔸 دیالوگ‌های ماندگار ایرانی 🔸🔸

دیالوگ‌های ماندگار ایرانی

۷- تو وجود هر کدوم از ما یه هیتلر هست یه ماندلا! جامعه‌ست که باعث میشه کدومو بیرون بیاریم! (لانتوری)

۸- رضا مارمولک: آقا جان بهشت که زورکی نمی‌شه! آنقدر فشار می‌دین که از اون ور جهنم می‌زنه بیرون (مارمولک)

۹- قباد : هر چی باشه، بالاخره ما الان محرم همدیگه ایم، شهرزاد خانوم
شهرزاد : محرمیت که فقط به کاغذ نیست، دل آدم باید محرم باشه (شهرزاد)

🔸🔸 دیالوگ ماندگار سینمای ایران 🔸🔸

دیالوگ ماندگار سینمای ایران

۱۰- اینجوری شده دیگه، وقتی به یه آدم زیادی لطف می کنی، بعد از مدتی هم خودشو گم میکنه، هم تورو (زیر تیغ)

۱۱- حمید هامون (خسرو شکیبایی): آقای رئیس، این خانوم، این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن. پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه… انگار من جنایت کردم. حالا هم باید نفقشو بدم… هم خونه رو بدم، هم مهریه رو بدم… هم بچه مو بدم، هم شرفمو بدم. چرا؟ چرا؟ من نمی‌تونم طلاق بدم؟ من نمی‌تونم. این زن، این زن سهم منه، حق منه، عشق منه… من طلاق نمی‌دم… ( هامون)

۱۲- از وقتی که تصمیم گرفتم نبینم، خیلی چیزها رو دیدم… (بید مجنون)

🔸🔸 دیالوگ ماندگار ایرانی 🔸🔸

دیالوگ‌های ایرانی

۱۳- احسان (صابر ابر): کسایی که پشت سر هم یه فیلم رو دوبار تماشا میکنن به نظر آدم های عجیبی میان… اما این احساسیه که نمیشه به همه توضیحش داد… وقتی هنوز شخصیت های یه فیلم تو ذهنت زنده ان و دارن نفس میکشن، می تونی روی پرده به چشم هاشون خیره بشی… میتونی باهاشون حرف بزنی… میتونی سرنوشتشون رو تغییر بدی… این طوری میتونی واقعیت رو به شکل خواب و رویا بازسازی کنی… می تونی توی صندلی سینما فرو بری… لحظه ای که چراغ ها خاموش میشه، معجزه اتفاق می افته… درست تو لحظه ای که حس می کنی هیچ راهی برای فرار باقی نمونده. مهم فقط اینه که با همه توانت ادامه بدی… همه چی درست از همین جا شروع میشه (اینجا بدون من)

۱۴- خواهرم میگه عشق هست! من میگم نیست! عشق بالا و پایین شدنِ هورموناست. حتی دانشمندام بهش رسیدن… (نمایش سه جلسه تراپی و مهمانی)

۱۵- آذر (خزر معصومی): زنا زود پیر می‌شن، می‌دونی چرا؟ چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب می‌شه. از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن می‌ذاره ازشون پرستاری یه مادرو می‌خواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچه‌های به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم. (باغ‌های کندلوس)

امیدواریم از این بخش از صورتی‌ها با عنوان دیالوگ ماندگار ایرانی لذت برده باشید.

3 دیدگاه برای “جملات و دیالوگ‌های ماندگار فیلم‌های ایرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.