دلنوشته تلخ (متن های غمگین) – سری (۱۰)

دلنوشته تلخ

دلنوشته تلخ :

اگه میخوای متن های بیشتری بخونی برو به لینک زیر و یا این که تو اپلیکیشن از منو برو به قسمت سرگرمی .♥

دلنوشته تلخ

اگه نظری درباره این بخش داری لطفا تو کامنت به ما اعلام کن (انتقاد ، پیشنهاد) ،، (در ورژن ۱٫۳ اپلیکیشن صورتی‌ها امکان کامنت اضا فه شد

 

دلنوشته تلخ

سلامتےشبےکہ
دستموگرفتوگفت
ازت میخام هرگزترکم نکنے
سلامتےروزےکہ دستِش
تودست یکےدیگہ بودوگفت:
ازت میخام دست ازسرم بردارے

♦♦••••••••♦♦

انصــاف نیـسـت…
دلــت واسـه…
کـسـے تـنگـ شـه …
کـه دڶــتـو …
شــکسـتـه و رفته…

♦♦••••••••♦♦

ســــــــخت گذشــــــــــــــت
تــــــا اینــــــــکه بفهـــــــــــمم
هیــــــچ چــیــز از….
هیـــــچ کســــی بعیــــــــــد نیــــــــــست

♦♦••••••••♦♦

بذارید
هرکی خواست با هر بهونه‌ای بره
ولی با هیچ بهونه‌ای
نذارید برگرده:)

 

متن غمگین

♦♦••••••••♦♦

دو تـا عـاشق زیــر بارون
یکیشـون خیــس…
یکیشـون نیــس..

♦♦••••••••♦♦

از چی می ترسی؟ از جای پاهات رو برف؟
می ترسی بفهمن کجا بودی و کجا میری؟
نترس، صبح که آفتاب بزنه همه برف ها آب میشن، همه جای پاها پاک میشن…
از جای پاهات رو دل ها بترس، گرمای آفتاب که چیزی نیست، گرمای جهنم هم نمی تونه پاکشون کنه

♦♦••••••••♦♦

بسلامتی کسی که
مارو تنها گذاشت…
تابره یکی دیگه رو
از تنهایی دربیاره…!

♦♦••••••••♦♦

ازم پرسیدن  متناتو خودت مینویسی؟
گفتم آره
گفتن  خیلی قشنگ مینویسی
گفتم خیلی قشنگ سوزوندنم

 

متن غمگین

دلنوشته تلخ

♦♦••••••••♦♦

مـن ..
دعــــا میکــــنم ..
تـــــو رو داشــتـه بــــاشـم ..
تــــو ..
دعــــا مــی کنـــی ..
دیگـــــه نبــــاشـــم !

♦♦••••••••♦♦

سلامتی روزیکه…

تـــــمـام خـــــاطـراتـــــم

بـــــا یه جـــمـلـه

دفـــــن مـیـــــشـــــه…

إِنَّالِلّه_وَإِنَّـاإِلَیْه_رَاجِعونَ

♦♦••••••••♦♦

‏تلخه که..
‏یهویی یاد کسی بیوفتی که با همه ی بدی هاش ، باز یه تصویر خوب ازش به یادت مونده.

♦♦••••••••♦♦

لعنت به غرور که نبودش
شخصیتمونو نابود میکنه:)
بودنش خودمونُ 🙂

♦♦••••••••♦♦

یه وقتایی هم
عکسِ تکـی بگیر
بریدنِ آدمایِ کنارت تـویِ عکس
بعد از رفتنشون
خیلـی درد داره
خیــلی….

 

دلنوشته تلخ

♦♦••••••••♦♦

یه روز میای…
کنارم میشینی…
برام گل میگیری…
از عشقت نسبت به من میگی…
از اینکه دوسم داری…
از اینکه اومدی همیشه پیشم بمونی و دیگه نری…
و اون روز من فقط به حرفات گوش میدم!
سکوت،سکوت،سکوت
و تو فاتحه ای میخونیو میری:)
اون روز میفهمی که دیگه خیلی دیر شده.

♦♦••••••••♦♦

دلتنگ شده ام
نمیدانم  شاید برای تو
یا شاید برای
دیروزهایی که
باتو گذشت
از اینجا
صدایټ می ڪنم
تو از آنــــــجا بغلم کن
دلــــم برات نوشته

♦♦••••••••♦♦

یه روزایی هست که آدم خل میشه،
بهانه گیر میشه.
این وقتا فقط یه نفر رو میخواد
که باشه و بهانه هاشو بفهمه
و حالشو خوب کنه.
میدونی؟
این روزا و بهانه ها سریع میگذرن و تموم میشن.
اما حس و حالی که اون یه نفر تو اون روز به آدم داده هیچوقت فراموش نمیشه.
هیچوقت…….

 

2 دیدگاه برای “دلنوشته تلخ (متن های غمگین) – سری (۱۰)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.