دانلود رمان بغض بی پناه

دانلود رمان بغض بی‌پناه

کتابخوانان ایرانی معمولا به مطالعه رمان‌های عاشقانه علاقه داشته و همیشه در پی خواندن رمانی با این ژانر هستند تا بتوانند زمان‌های بیکاری و فراغت خود را با رمان پر کرده و در این زمان از مطالعه بهره‌مند شوند. به همین سبب در این مطلب از مجله بانوان صورتی‌ها دانلود رمان بغض بی پناه اثر خاطره کامروا باموضوع عاشقانه را آماده کرده‌ایم. امیدواریم با مطالعه خلاصه و قسمت کوتاهی از این رمان، رمان بغض بی‌پناه را پسندیده و دانلود کنید. با ما همراه باشید.

دانلود رمان بغض بی پناه

دانلود رمان بغض بی پناه

خلاصه‌ای از رمان بغض بی‌پناه:

موضوع اصلی رمان بغض بی‌پناه روایت زندگی دختری لجباز و یکدنده به نام عسل است که با تمام مخالفت‌های خانواده برای کار وارد درمانگاه زندان شده و پرستار شخصی کهنه مرد مرموز و مبهم زندان می‌شود. رامتین حجت دارای شخصیتی پیچیده و گنگ است که این شخصیت عسل را به سمت خود کشیده و بذر عشق را در قلب عسل می‌کارد. در این میان سرگرد تیرداد نیز دلباخته عسل شده و برای خلاص شدن از دشمن دیرینه خود رامتین وارد ماجرا می‌شود…

مطلب پیشنهادی برای شما:

کتاب صوتی ملت عشق اثر الیف شافاک

دانلود رمان بغض بی پناه

قسمت کوتاهی از رمان بغض بی‌پناه:

سوزش وحشتناکی رو ته قلبم حس کردم. نگاهم گره خورد به نگاه غمزده جاوید، لحظه‌ای خودم رو جای مریم گذاشتم. من توانش رو دارم به این راحتی حرف از جدایی بزنم؟ اصلا تحمل شنیدن یا هجی کردن این واژه تلخ رو دارم؟ قلبم دیوونه‌وار خودش رو به قفسه سینه‌ام می‌کوبید. مثل مجسمه‌ای خشک شده با بغض سیب شده بیخ گلوم تموم چهره گرفته جاوید رو رصد کردم. نه من قدرتش رو ندارم. آنقدر غرق دلشوره‌ها و حس ناخوشایندی که تموم وجودم رو در برگرفته بود شدم که رفتن مریم و خم شدن زانوهای مرتضی رو ندیدم. بدون معطلی سالن رو ترک کردم و وارد اتاق شدم. از این ثانیه به بعد نه مادرانه‌ها و دلسوزی‌های مریمی بود و نه شیطنت‌ها و بازیگوش‌های ثمین. کوه تنهایی و غم روم آوار شد. سکوتی تلخ تموم اطرافم رو احاطه کرد. چشم‌هام بی‌محابا لبریز از اشک شد. پیشاپیش به سوگ رفتن و نداشتن جاویدم نشستم. گوشه‌ای خلوت و تاریک پیدا کردم و تو خودم فرو رفتم. حتی دوباره دیدن مامان و هستی یا لبخند گرم بابا هم آروم و خوش‌حالم نمی‌کرد. نفسم تو سینه سنگین و غیر قابل تحمل شد. با رفتن ناگهانی مریم و ثمین لحظه به لحظه به اون قسمت از سرنوشتم که ازش فراری بودم نزدیک می‌شم. زیر لب با بی‌قراری لب زدم “من بدون حضور جاوید چه غلطی بکنم؟”. باران که می‌بارد، جدایی درد دارد… تقصیر باران نیست، این دیوانگی‌ها، تنها شدن در هر هوایی درد دارد… شب شد و سکوت و انزوایی تلخ کل خونه رو تو خودش فرو برد. دیگه خبری از خنده‌های از ته دل ثمین و لجبازی‌هاش نبود.

دانلود رمان بغض بی پناه

لینک دانلود رمان بغض بی پناه:

دانلود با لینک مستقیم

اپلیکیشن اندروید صورتی‌ها