دانلود رمان برگ و باران

دانلود رمان برگ و باران

صورتی‌ها: رمان‌ها معمولا با موضوعات بسیار متفاوت از جمله: عاشقانه، ترسناک، اجتماعی، تخیلی و … نوشته می‌شوند. بانوان ایرانی، مطالعه رمان با ژانر عاشقانه و اجتماعی را بیشتر از هر ژانر دیگری می‌پسندند و مطالعه این رمان‌ها را دوست دارند. در ادامه با ما همراه باشید تا با رمان برگ و باران آشنا شده و به دانلود رمان برگ و باران در انتهای مطلب بپردازید.

دانلود رمان برگ و باران

دانلود رمان برگ و باران

در ادامه خلاصه و قسمت کوتاهی از رمان برگ و باران را می‌خوانید که توسط نویسنده جوان شکیبا پشتیبان با ژانری عاشقانه و اجتماعی نوشته شده است. با ما همراه باشید.

دانلود رمان برگ و باران

خلاصه‌ای از رمان برگ و باران:

داستان رمان برگ و باران، داستان زندگی مردی از تبار غم، مردی عاشق، مردی پر از غرور است. سپنتا پسری است که از خانواده‌ای با اصل و نصب مشهور تهران به حساب می‌آید. سپنتا عاشق دختری به اسم نیکو است .او طی اتفاقاتی نا به هنجار، از طریق دوست نابابش فرنود، ناخواسته به مواد رو می‌برد و از همین راه، زندگی و تمام خانواده‌اش را از دست می‌دهد، حتی عشقش را!

مطلب پیشنهادی برای شما:

رمان مادموزل

دانلود رمان برگ و باران

قسمت کوتاهی از رمان برگ و باران:

او نامزدم است. نیکو! یک سال است که با هم نامزد هستیم و قرار شد وقتی لیسانسش را تمام کرد عقد کنیم. با همه اخلاق‌های کودکانه‌اش دوستش دارم. با همه اخم و تخم‌های بچگانه‌اش دوستش دارم. با همه بی‌محلی‌هایش دوستش دارم. اصلا همین‌ها مرا جذبم کرده است. او دنیایی از جاذبه است. زیبایی و مهربانیِ خاص خودش را دارد. حاضرم تمام غم‌های عالم را به جان بخرم فقط لبخندهایش را ببینم. خنده‌هایش این روزها نایاب شده‌اند و عجیب دل من بی قرار خنده‌های او شده و دلتنگ است. می‌دونستی که جوونیم و واسه چشم عجیب تو سوزندم رفتش؟ می‌دونستی یا نه.
چهار سال است که جوانی‌ام را با فکر به او گذراندم و خود را سوزاندم، چهار سال دلم برای خنده‌های او پر کشید و دم نزد. چهار سال دلم برای چشم‌های او تنگ شد و دم نزد. چهار سال دلم برای صورت ماه و زیبایش از هم گسست و پاره شد و دم نزد. چهار سال! اگر همه‌ی دنیا بگویند. که فکر به عشق ممنوعه… گناه است. بگذار بگویند. من این گناه را… با تمام وجودم دوست دارم. آه، خدای من به کدامین گناه آواره گشته‌ام و روز خوش ندارم؟ به کدام جرم نکرده‌ای دارم تاوان قلب رنجوری را پس می‌دهم؟ کدام دلی را شکستم که قصد تلافی کرده‌ای؟ من که خود دلشکسته‌ام. دل شکسته‌تر از من سراغ داری؟ دل دادم به تو… که دلدار منی. دل دادم به تو چشم آهوی من، که دنیای منی.

لینک دانلود رمان برگ و باران:

دانلود با لینک مستقیم

امیدواریم این رمان مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته باشد.

اپلیکیشن اندروید صورتی‌ها