داستان کوتاه شاهینی که پرواز نمی‌کرد

داستان کوتاه شاهینی که پرواز نمی‌کرد

در این مطلب از مجله بانوان صورتی‌ها برای شما داستان کوتاه شاهینی که پرواز نمی‌کرد را آماده کرده‌ایم که بسیار آموزنده است و پیشنهاد ما به شما خواندن این داستان برای کودکان و حتی بزرگ‌تر‌ها است. خواندن داستان کوتاه در زندگی تاثیر بسیار زیادی دارد پس توصیه ما به شما این است که کودکان را با داستان کوتاه بخوابانید تا در خواب به آرامش برسند و دوستی بی‌همتا داشته باشند‌. با ما همراه باشید.

داستان کوتاه شاهینی که پرواز نمی‌کرد

داستان کوتاه شاهینی که پرواز نمی‌کرد

داستان کوتاه شاهینی که پرواز نمی‌کرد :

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آن‌ها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.

یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچ‌کدام نتوانستند.

روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد …

پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد.

صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است.

پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد.

پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟

کشاورز گفت: سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای راکه شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.

امیدوارم این داستان کوتاه را پسندیده باشید و پند خوبی از آن گرفته باشید.

1 دیدگاه برای “داستان کوتاه شاهینی که پرواز نمی‌کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.