اشعار کوتاه قیصر امین پور

اشعار کوتاه قیصر امین پور

در این مطلب تیم صورتی‌ها برای شما کاربران عزیز مجموعه‌ای از اشعار کوتاه قیصر امین پور را تهیه کرده‌ است. اشعار قیصر امین پور که از کتاب‌های مختلف او گلچین شده است به همراه عکس نوشته‌های اختصاصی مجله صورتی‌ها برای این شعرها. همراه ما باشید و اشعار کوتاه قیصر امین پور را بخوانید.

قیصر امین پور یکی از ساعران بزرگ و محبوب معاصر ایران می‌باشد که در دوم اردیبهشت سال ۱۳۳۸ به دنیا آمده است. از آثار این شاعر بزرگ ایرانی می‌توان به مثل چشمه، مثل رود، طوفان در پرانتز، به قول پرستو و دستور زبان عشق اشاره کرد.

اشعار کوتاه قیصر امین پور

شعر از قیصر امین پور

♥♥ شعر از قیصر امین پور ♥♥

ای عشق، ای ترنم نامت ترانه‌ها
معشوق آشنای همه عاشقانه‌ها
ای معنی جمال به هر صورتی که هست
مضمون و محتوای تمام ترانه‌ها
با هر نسیم، دست تکان می‌دهد گلی
هر نامه‌ای ز نام تو دارد نشانه‌ها
هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شکوفه، خوشه ی گندم به دانه ها
شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز
دریا به موج و موج به ریگ کرانه ها
باران قصیده‌ای است تر و تازه و روان
آتش ترانه‌ای است به زبان زبانه‌ها
اما مرا زبان غزلخوانی تو نیست
شبنم چگونه دم زند از بی‌کرانه‌ها
کوچه به کوچه سر زده‌ام کو به کوی تو
چون حلقه در‌به‌در زده‌ام سربه‌خانه‌ها
یک لحظه از نگاه تو کافی است تا دلم
سودا کند دمی به همه جاودانه‌ها

♥♥ اشعار کوتاه قیصر امین پور ♥♥

آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد
پس بیا با عشق، فصل بغضمان را رد کنیم

♥♥ شعر کوتاه از قیصر امین پور ♥♥

دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته‌ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان برآورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

♥♥ شعر از قیصر امین پور ♥♥

دیر گاهی است
که افتاده ام از خویش به دور
شاید این عید
به دیدار خودم هم بروم …

♥♥ شعر کوتاه از قیصر امین پور ♥♥

حرف های ما هنوز ناتمام…
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر میشود
آی….
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!

♥♥ اشعار کوتاه قیصر امین پور ♥♥

گرمن به شوق دیدنَت ازخویش میروم
ازخویش میروم که توباخود بیاری‌ام
بودونبودمن همه ازدست رفته است
باری مگرتودست برآری به یاری‌ام

شعر از قیصر امین پور

اشعار قیصر امین پور

♥♥ شعر های قیصر امین پور ♥♥

سال‌ها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره‌ی عشق چه‌ها می‌خواهی؟!…

♥♥ شعر از قیصر امین پور ♥♥

چشم‌ها، پرسش بی‌پاسخ حیرانی‌ها
دست‌ها، تشنه ی تقسیم فراوانی‌ها
با دل زخم، سر راه تو آذین بستیم
داغ‌های دل ما، جای چراغانی‌ها
حالیا دست کریم تو برای دل ما
سرپناهی است در این بی‌سر و سامانی‌ها
وقت آن شد که به گل، حکم شکفتن بدهی
ای سرانگشت تو آغاز گل افشانی‌ها
سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس
تا پناهم دهد از وحشت عریانی‌ها
چشم تو، لایحه ی روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو، پایان پریشانی‌ها

♥♥ اشعار کوتاه قیصر امین پور ♥♥

ای دل همه رفتند و تو ماندی در راه
کارت همه ناله بود و بارت همه آه
کوتاه کنم قصه که این راه دراز
از چاه به چاله بود و از چاله به چاه

♥♥ شعر های قیصر امین پور ♥♥

خوشا هر باغ را بارانی از سبز
خوشا هر دشت را دامانی از سبز
برای هر دریچه، سهمی از نور
لبِ هر پنجره، گلدانی از سبز

♥♥ اشعار قیصر امین پور ♥♥

امشب تمام حوصله ام را
در یک کلام کوچک
در تو!
خلاصه کردم
ای کاش می شد
یک بار
تنها همین
یک بار …
تکرار می شدی !
تکرار …

♥♥ شعر از قیصر امین پور ♥♥

به باد حادثه بالم اگر شکست چه باک!
خوشا پریدن با این شکسته بالی ها..

شعر کوتاه از قیصر امین پور

شعر کوتاه از قیصر امین پور

 

♥♥ اشعار کوتاه قیصر امین پور ♥♥

بوی بهار می شنوم از صدای تو
نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو
ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من
ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو

♥♥ شعر قیصر امین پور درباره خدا ♥♥

سـری داریـم و سـودای غـم تـو
پـری داریـم و پــروای غم تـو
غمت از هر چه شادی دلگشاتـر
دلـی داریـم و دریــای غم تـو

♥♥ بهترین شعر قیصر امین پور ♥♥

ای عشق به شوق تو گذر می‌کنم ازخویش
تو “قاف” قرار من و من “عین” عبورم…

♥♥ شعر قیصر امین پور درباره خدا ♥♥

مثلِ آن مردابِ غمگینی
که نیلوفر نداشت….!!
حالِ من بد بود اما
هیچ کس باور نداشت…!
خوب می دانم؛
که تنهایی مرا دِق می دهد..!
عشق هم در چنته اش
چیزی از این بهتر نداشت

♥♥ اشعار کوتاه قیصر امین پور ♥♥

رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری

بهترین شعر قیصر امین پور

اشعار کوتاه قیصر امین پور

♥♥ اشعار قیصر امین پور ♥♥

کودکی هایم اتاقی ساده بود
قصه ای ، دور اجاقی ساده بود
شب که می شد نقش ها جان می گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود
می شدم پروانه ، خوابم می پرید
خواب هایم اتفاقی ساده بود
زنده گی دستی پر از پوچی نبود
بازی ما جفت و طاقی ساده بود
قهر می کردم به شوق آشتی
عشق هایم اشتیاقی ساده بود
ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بود و باقی ساده بود

♥♥ شعر از قیصر امین پور ♥♥

بر تیر نگاه تو دلم سینه سپر کرد
تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد
چشم تو به زیبایی خود شیفته‌تر شد
همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد
با عشق بگو سر به سر دل نگذارد
طفلی دلکم را غم تو دست به سر کرد
گفتیم دمی با غم تو راز نهانی
عالم همه را شور و شر اشک خبر کرد
سوز جگرم سوخته دامان دلم را
آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد
یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
چون رود به دریا زد و چون موج خطر کرد
بی‌صبر و شکیبم که همه صبر و شکیبم
همراه عزیزان سفر کرده، سفر کرد
باید به میانجی گری یک سر مویت
فکری به پریشانی احوال بشر کرد

♥♥ اشعار کوتاه قیصر امین پور ♥♥

گفتی غزل بگو، چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرینِ من! برای غزل شور و حال کو؟
پر می‌زند دلم به هوای غزل ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

5 دیدگاه برای “اشعار کوتاه قیصر امین پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.