اشعار عاشقانه سهراب سپهری

اشعار عاشقانه سهراب سپهری

مجموعه اشعار عاشقانه سهراب سپهری را در این مطلب از مجله صورتی‌ها برای شما گردآوری کرده‌ایم. اشعار کوتاه سهراب سپهری که داراری مضمون عاشقانه هستند. سهراب سپهری از شاعران بزرگ معاصر ایران است که محبوبیت جهانی نیز دارد و اشعار او به چنید زبان دنیا مانند انگلبسی و فرانسوی نیز ترجمه شده است. مجله صورتی‌ها شما را به مطالعه اشعار کوتاه سهراب سپهری دعوت می‌کند.

اشعار عاشقانه سهراب سپهری

اشعار عاشقانه سهراب سپهری

♥ اشعار عاشقانه سهراب سپهری ♥

باران نور
که از شبکه دهلیز بی پایان فرو می ریخت
روی دیوار کاشی گلی را می شست
مار سیاه ساقه این گل
در رقص نرم و لطیفی زنده بود
گفتی جوهر سوزان
رقص
در گلوی این مار سیه چکیده بود
گل کاشی زنده بود…

♥ شعر سهراب سپهری ♥

صبح ها وقتی خورشید در می آید
متولد بشویم‌،
هیجان ها را پرواز دهیم‌،
روی ادراک فضا، رنگ،صدا،
پنجره، گل نم بزنیم‌…
آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی
ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم…

♥ اشعار سهراب سپهری ♥

شب سرشاری بود…؛
رود از پای صنوبرها ،
تا فراتر ها می رفت …!!
فرصت سبز حیات ،
به هوای خنک کوهستان می پیوست .
سایه ها بر می گشت…؛
و هنوز ،
در سر راه نسیم ،
پونه هایی که تکان می خورد ،
جذبه هایی که بهم می ریخت…!!

♥ اشعار کوتاه سهراب سپهری ♥

من پر از نورم و شن و پر از دار و درخت !
پرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج
پرم از سایه برگی در آب ؛
چه درونم تنهاست …

اشعار سهراب سپهری

اشعار عاشقانه سهراب سپهری

♥ اشعار عاشقانه سهراب سپهری ♥

روزی خواهم آمد
گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را
گوشواری دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفتم :
چه تماشا دارد باغ …
هر چه دشنام از لب خواهم برچید
هر چه دیوار از جا خواهم برکند
رهزنان را خواهم گفت :
کاروانی آمد
بارش لبخند …

♥ شعر سهراب سپهری ♥

مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن
مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم
مثل یک
میکده در مرز کسالت هستم
مثل یک ساختمان لب دریا نگرانم به کشش های بلند ابدی
تا بخواهی خورشید تا بخواهی پیوند تا بخواهی تکثیر..

♥ اشعار کوتاه سهراب سپهری ♥

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف درمتن
ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است.

♥ اشعار عاشقانه سهراب سپهری ♥

ما گروه عاشقان بودیم
و راه ما
از کنار قریه های آشنا با فقر
تا صفای بیکران می رفت
بر فراز آبگیری خودبخود سرها همه خم شد
روی صورت های ما تبخیر می شد شب
و صدای دوست می آمد به گوش دوست

اشعار کوتاه سهراب سپهری

اشعار کوتاه سهراب سپهری

♥ اشعار سهراب سپهری ♥

شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها..

♥ سهراب سپهری ♥

و من …!
در طلوعِ گلِ یاسی‌ …
از پشتِ انگشت‌های‌ تو ،
بیدار خواهم شد …!

♥ اشعار سهراب سپهری ♥

ای کاش دلم پنجره ای دیگرداشت؛
ای کاش دلم فقط شقایق می کاشت…
ای کاش کسی می آمدغم ها را،
ازقلب اهالی زمین برمی داشت..

اشعار عاشقانه سهراب سپهری

اشعار کوتاه سهراب سپهری

♥ اشعار کوتاه سهراب سپهری ♥

می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها،
روشنی، من، گل، آب،
پاکی خوشه ی زیست..؛
مادرم ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر…
آسمانی بی ابر،
اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک، لای گلهای حیاط

♥ اشعار عاشقانه سهراب سپهری ♥

به چه می اندیشی؟
نگرانی بیجاست
عشق اینجا ‎و خداهم اینجاست
لحظه ها را دریاب
زندگی در فردا
نه، همین امروز است
لحظه ها را دریاب
پای در راه گذار

8 دیدگاه برای “اشعار عاشقانه سهراب سپهری

  1. ستایش.الف گفته:

    خیلی عاااالی…سهراب سپهری واقعا فوق العاده بود…روحش شاد

  2. A.Aryaee گفته:

    عالی ، عالی ، عالی /لطفاً بیشتر بذارید / من خودمم شعر می‌نویسم شعر خوندن خیلی کمک می کنه به خط فکری آدم

  3. asal گفته:

    اهل کاشانم…روزگارم بد نیست… تکه نانی دارم…. متاسفانه ادامشو نمدونم!?

  4. احسان .imani گفته:

    مثل همیشه عالییییییییییییی سهراب…
    کاش بودی….
    روحت شاد..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.